عظيم عظيم پور
77
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
مُنَاخِ رِكَابِهَا وَ مَحَطِّ رِحالِها ، وَ مَنْ يُقْتَلُ مِنْ أَهْلِهَا قَتْلًا وَ يَمُوتُ مِنْهُمْ مَوْتاً . . . » « 1 » ؛ از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد . قسم به آن كسى كه جانم به دست اوست نمىپرسيد از چيزى كه ميان شما تا روز قيامت است و نه از گروهى كه صد تن « 2 » را به راه راست مىخواند و صد تن را به ضلالت و گمراهى مىكشاند ، جز آنكه شما را آگاه مىكنم از آن كسى كه مردم را بدان فرا مىخواند و آن كسى كه آنها را رهبرى مىكند و آن كسى كه آنها را مىراند و آنجا را كه فرود آيند و آنجا را كه بارگشايند و آن كه از آنان كشته شود و آن كه از ايشان بميرد . . . همانگونه كه پيشتر گذشت ، « سَلُونِى قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِى » عبارتى منحصر به فرد بود و غيراز على ( ع ) كسى جرأت گفتن آن را نداشت . ابن ابىالحديد به نقل از ابوعمر محمّد بن عبدالبر صاحب كتاب « الاستيعاب » و به نقل از ابوجعفر الاسكافى صاحب كتاب « نقضالعثمانيه » مىگويد : « لَمْ يَقُلْ احدٌ من الصحابة رضى اللَّه عنهم « سلونى قبل ان تفقدونى » الّا على بنابىطالب . و روى شيخنا ابو جعفر الاسكافى فى كتاب نقض العثمانية عن على بن الجعد ، عن ابنشبرمة ، قال : « ليس لاحد من الناس ان يقول على المنبر « سلونى » الّا على بنابىطالب ( ع ) » . « 3 » ابن ابىالحديد در شرح اين سخنان امام ( ع ) مىگويد : « اين ادّعا از طرف على ( ع ) ، ادّعاى ربوبيت و نبوّت نيست بلكه او مىگفت اين را رسول خدا ( ص ) به من خبر داده است . و ما اخبار و آيندهنگرييهاى آن حضرت را بارها امتحان كرديم و آنها را موافق با واقع يافتيم و اين خود دليلى بر صدق گفتار امام ( ع ) است ، مانند خبر دادن امام از ضربت خوردن خود ، به شهادت رسيدن فرزندش حسين در كربلا ، به حكومت رسيدن معاويه و روى كار آمدن حجاج و سرانجام كار خوارج در نهروان و . . . » « 4 »
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 93 . ( 2 ) . ابن ابىالحديد گويد : آوردن عدد صد براى آن است كه كمتر از اين شمار چيزى به حساب نيايد . ( به نقلاز ترجمهء شهيدى ، ص 473 . ) ( 3 ) . ابنابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، چاپ بيروت ، رحلى ، ج 2 ، ص 175 ؛ و چاپ وزيرى ، ج 7 ، ص 46 و ج 12 ص 106 . ( 4 ) . همان منبع .